« نظرسنجی | صفحه‌ی اصلی | من هستم »

عالی زندگی کن

عید بسیار خوبی را گذراندم. تجدید قوای اساسی بود. از شنبه سرکار بودیم، گرچه من هر روز با کارخانه در تماس بودم. کارخانه ما به دلیل نوع فرآیندمان سیصد و شصت و پنج روزه است به‌جز سه یا چهار روز در سال که مخصوص overhaul سیستم است.

سال هشتاد و شش سخت بود. از هر لحاظی که فکرش را بکنید. بیماری و کاری و شخصی .. اما سرانجام به‌سلامت گذشت. نمی‌خواهم دیگر درموردش فکر کنم.
با تمام آن سختی‌ها حالا احساس می‌کنم از هر سال دیگری بهترم. درست است که در آستانه سی و نه سالگی باید به‌قدر کافی بزرگ شده‌باشم، اما این یک سال طور دیگری بزرگم کرد. از همه چیز بهتر اینکه افسردگی را رها کردم. به‌معنای واقعی من دست از سرش برداشتم! یک‌هو به‌خودم آمدم و گیر دادم که دیگر باید خوب باشم.دارودرمانی و مشاوره خوب است. مخصوصا برای ایام بحران زندگی آدم‌هایی که مثل من تنها زندگی می‌کنند. اما اشکال‌شان در این‌جاست که اگر ولشان نکنی نوعی اعتیاد می‌آورند.

طی سال هشتاد و شش موفقیت کاری بزرگی داشتم. بعد از هفت‌سال که مدیرعامل شرکت کوچکی بودم، مدیریت شرکت بزرگی را گرفتم. البته عزمم را برایش جزم کرده بودم و با تمام نیروی خودآگاه و ناخودآگاه به‌سمتش حرکت می‌کردم.و بلاخره رسیدم. :) سال قبل در چنین روزهایی پستی با نام اپراوینفری نوشتم که متنش را یادم نیست.اما یادم هست که در آن لحطه با تمام وجود می خواستم پیشرفت کنم.

طی سال هشتاد و شش برای اولین بار درعمرم به همه فامیل و دوست و آشنا اعلام کردم که می‌خواهم ازدواج کنم. اوایل کسی جدی نگرفت چون همیشه فکر می‌کردم خوب است یک دوست عالی برای همه عمرم پیدا کنم و به‌طور جدی با ازدواج مخالف بودم.اما بعد از مدتی حرفم را باور کردند و از اردیبهشت تا آخر سال خواستگاران را دیدم!! و بگویم که من حتی در دهه بیست عمرم خواستگاری نداشتم، شاید دو مورد یا یکی. :)
سال هشتاد و شش به‌آخر نرسید که نتیجه گرفتم ازدواج خوب است اما زندگی خودم را بسیار بیشتر از آن دوست دارم که بخواهم با یک ازدواج متوسط طاقش بزنم. در ضمن معاشرت با آدم‌های خواستگار نقاط ضعف و قوتم را بهم نشان داد. فهمیدم که برای ازدواج باید خیلی از خواص فعلی‌ام را عوض کنم و هم‌چنین فهمیدم که اگر آدمی را واقعا دوست داشته‌باشم به‌خاطرش می‌گذرم وگرنه خیلی شدیدتر از حالت معمول خاصیتم بروز می‌کند!

سال هشتاد وشش بدترین و سخت‌ترین سال همه عمرم بود..اما امروز که این نوشته را می‌نویسم از تمام روزهای عمرم بهترم. به‌شدت از درون احساس استقلال فکری و روحی می‌کنم..فهمیده‌ام که برای عالی زندگی‌کردن باید روی آخرین پله ممکن ایستاد و بر همه چیز محاط بود..باید مجموعه کاملی از بهترین خواص شد .. بایدحسابی کتاب خواند.. موسیقی یاد گرفت.. کار عالی پیدا کرد.. خوب غذا خورد.. خوب ورزش کرد.. معاشرت‌های خوب با آدم های عالی داشت..باید به خود مسلط بود..در هرحال باید خودآگاه فعال داشت...و تمام این‌ها باعث می‌شود که حساب سپرده مفصلی برای همه عمر داشته‌باشی..حسابی که حتی در پیرترین حال ممکن باز دیگران احساس کنند از بودن با تو بهشان خوش می‌گذرد و برای همراهی‌ات لحطه‌شماری کنند..در غیر این‌صورت با وجود بچه و همسر نیز تنها خواهی‌بود.
طی سال هشتاد و هفت می‌خواهم اینها را که نوشتم تمرین کنم.

مطالب مرتبط

خانه و خانواده

:|

براي مردي كه انسانيت را محترم شمرد.

خود زندگی

آهو مي شوي با همين جست و خيز گوسپند

دستت را به من بده..

بی حس

ديگر-شاد-سازي

خود-شاد-سازی

...

نوروز مبارك باشد.

سربالايي

افسانه آه من

آسان می‌توان دلسرد شد

در میان رفقا

من هستم. خاطرات خوب گذشته‌ هست. و آينده. كه شايد با يك وقفه، اما بهتر از گذشته مي‌سازمش.

والد قوي درون

قدمگاه

عطر چای سبز

حالا پز می دهم !

نظرها

کجایید خانوم جان؟

خوشمان آمد

گيرم ما هي خيال كنيم شما داري عالي زندگي مي‌كني! واسه خودمان كه نان و آب نمي‌شود وقتي دلمان ... تنگ ... شده ... براي فروغ بانو

chera neminegari?
deleman havaye delnegashteyetam ra darad..

سلام.وب جالبي داريد.به من هم سر بزنيد.با تشكر

سلام.با اجازه تون لينكتون كردم.شما هم دوست داشتيد منو لينك كنيد.يك سري هم به ليست سي دي هاي آموزشي ورزشي ايروبيك و ديگر رشته ها بزنيد.با تشكر.منتظر حضورتان هستم

مبااااااركه
:)

امیدوارم خوش باشید و سلامت فروغ جان

سلام ..ازدواج كردي ؟ نيستي؟

لذت بردم از جسارتت و از همه تصمیمهای عالی که گرفتی وپیشرفتی که تو شغلت کردی مراقب دلکت هم باش
یاحق

دلم براي نوشته هات تنگ شده ، ديگه نمي خواي بنويسي؟؟؟؟؟؟؟؟

دوست عزیز
با افزودن حامیان سفر ایمن به لینکهایتان شاید به نجات جان یک انسان در جاده ها کمک کنید
آرزومند تداوم حضور سبزتان در فضای مجازی هستیم

بی خبری اینبار خوش خبریه. مگه نه؟ دل ام برات تنگ شد خانوم بهاری. خوب باشی ایشالا

با سلام
احتراما به استحضار می رساند اینجانب بامداد سیاه امید وار است که به وبلاگش سربزنید و نظر بدهید
من شما و وبلاگتان را از قدیم الایام دنبال می کنم و ارادت خاصی هم دارم
یک سوال هم دارم ،آیا قرصهای ضد افسردگی اعتیاد هم می آورد ؟
منتظر شما هستم
فعلاً

دلم برات خیلی تنگ شده

امیدوارم همیشه همینطور بسوی شادی پیش بری!

سلام چرا نمی نویسی ؟راستی سریال شهریار را می بینی ؟

هي مي‌آيم نگرانِ نبودن‌تان بشوم، مي‌خوانم «عالي زندگي كن» با خودم مي‌گويم دارد عالي زندگي مي‌كند فروغ. نگرانِ ننوشتن‌اش نباش. شاد باش به شادي‌هاش. الهي آمين

هي مي‌آيم نگرانِ نبودن‌تان بشوم، مي‌خوانم «عالي زندگي كن» با خودم مي‌گويم دارد عالي زندگي مي‌كند فروغ. نگرانِ ننوشتن‌اش نباش. شاد باش به شادي‌هاش. الهي آمين

لینکتون کردم

مطالب شمارا معمولا با دقت می خوانم . متاسفانه شناختم کاملی از شما و افکارتان نتوانستم پیدا کنم.در عین حال شما را فردی سخت کوش ، مدیر و دارای قابلیت می دانم و امیدوارم سلامت روحی تان را بعد از افسردگی تان پایدار نگه دارید البته کاش به دلایل آن هم اشاره می کردید. دوست دارم با روحیات و تقکرات شما بیشتر آشنا شوم(البته این را به حساب این نگذارید که امسال تصمیم به ازدواج گرفته اید!!!) به هر حال ارزوی موفقیت برای شمار ا دارم و از شعار خوبی که بکار برده اید هر چند که کمال گرایانه است حظ بردم .

Sale no mobarak! It was a great post.

عیدت مبارک ... امیدوارم به آرزویت برسی

کلی از وبتون خوشم اومد
لینکتون کردم که از یادم نره باز هم سر بزنم

به خصوص از جریان گزارشات کتابخوانیتون


چه خوب که یکی از سال بدی که گذشته راضیه.... موفق باشی

فروغ جان،اميدوارم سال 87 برات سالي پر از آرامش و شادي باشه و به همين آغاز سالهاي آتي

سلام
از اینکه با خانومی با این مدیریت قوی برخوردم خوشحال شدم قطعا خیلی از نوشته های شما مخاطب خاص داره اما من از روند کلی نوشته ها لذت بردم یه وقتایی فکر میکردم عاشق شدین!بعدا با نوشته های بعدی از تصور اشتباه خودم خنده ام میگرفت امروز ازنوشته بالایی تان خیلی اعتمادبه نفس میریزه

kheily vaghte weblogeto mikhonam azizam. khoshhalam az pishraftet v en postet ham hesabi khoshhalam kard.behet tabrik migam v ye chizi to fekram omad ke dar ayande kami shabih behet besham....

سلام
از مطالبت خیلی استفاد کردم
به نظر شما من که یک ساله قرص های ضد افسردگی می خورم معتاد می شم بهشون یا چه ضررهایی داره
لطفا به وبلاگ من هم سر بزن خوشحال می شم
فعلا بای
فروغ:
قرص ضد افسردگی یک دوره مصرف دارد که باید حتما طبق نطر دکتر تا آخر آن دوره مصرف شود.

با سلام...
این نوشته تون رو خوندم... تا حدی به من و برنامه هام نزدیک بود ... ازشون کمک گرفتم
می تونم ازتون بخوام از سیاست های کاریتون و برنامه هایی که واسه رشد و توسعه یا حتی حفظ وضعیت دارید اینجا بنویسید.... از خوندن و مرور کارای فوق برنامه تون خوشم اومد//// حتی از خوندن خلاصه هایی که در مورد کتابهای مورد مطالعه تون می نویسید هم خوشم اومد.....البته اگه ممکنه...
سال خوبی رو واستون آرزو می کنم... امیدوارم که هم توی زندگی و هم توی کار موفق باشید...

کیف کردم! واقعا انرژی گرفتم.

درودودرود و درود
مدتها بود چيزي به اين صافي نخونده بودم مدتها بود نگاهي چنين واقعي به زندگي نديده بودم .
اميدوارم هميشه بهترين باشي

در مورد پست قبلت اینو بگم که نوشته های شخصیتو همیشه خیلی دوست داشتم و قضاوت نکردنت رو و تمرکزت روی خودت رو.
و این نوشته ی امروزت هم در مورد عالی زندگی کردن عالی بود. جدی می گم.

. عنصر عقل در فروغ بارز تر میشود

in post haaye energy dahande aali hastand. baraytan saale kheili khubi arezoo mikonam, por az talash va residan :)

سلام
سال 86 شايد سخت ترين بوده ولي با اين تفاسير بدترين نبوده ، بعلاوه كه از نظر كاري هم سال موفقي بوده
اميدوارم در سال 87 به آنچه ميخواي بيشتر و بهتر برسي
راستي دهه بيست عمر يعني چي ؟! دويست سالگي ؟

عالي بود ... عالي ... زنده باد

مدتيه كه مطالب شما رو مي خونم. خوشم مياد وقتي ميبينم يه زن يه كار جدي مديريتي داره و با همه فراز و نشيبهاش ازش راضيه! اهداف بلند مدت داره و اونارو پيگيري مي‌كنه. اينطوري اميدوارتر مي شم كه منم مي‌تونم با وجود اين فرهنگ كاري مردسالار يك روز يك مدير موفق باشم.وبلاگ شما، به خاطر شرايطتون حال و هواي ديگه‌اي داره و براي من كه هم مونثم، هم كاردوست، هم فارغ‌التحصيل مديريت، جالبه.
اميدوارم موفق باشيد

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها