« سم زدايي | صفحه‌ی اصلی | لطفا تمركز كنيد‌! »

جن

خوب ... مثل همیشه از خودم نوشته بودم. بی‌فایده است. ثبت دوست‌نداشتنی‌ها فقط به‌درد ابدی‌کردن‌شان می‌خورد و بس.

می‌روم تغییری بوجود بیاورم.

امشب از این شروع می‌کنم :
دورانداختن جدول‌های سوداکو
خواندن کتاب آخر جعفر شهری
نیم ساعت یوگا

مطالب مرتبط

خانه و خانواده

:|

براي مردي كه انسانيت را محترم شمرد.

خود زندگی

آهو مي شوي با همين جست و خيز گوسپند

دستت را به من بده..

بی حس

ديگر-شاد-سازي

خود-شاد-سازی

...

نوروز مبارك باشد.

سربالايي

افسانه آه من

آسان می‌توان دلسرد شد

در میان رفقا

من هستم. خاطرات خوب گذشته‌ هست. و آينده. كه شايد با يك وقفه، اما بهتر از گذشته مي‌سازمش.

والد قوي درون

قدمگاه

عطر چای سبز

حالا پز می دهم !

نظرها

hanoz moaleme mosighi miyad ????

منم بگم؟

سفیدی وبلاگت چقدر خوبه.مطالبت هم در این سفیدی رنگ آرامش به آدم میدهند.

chera dige neminevisid?:(

چقدر این جور نوشتن تان رو دوست دارم .
این کشمکش ها
مرسی بابت انرژی که از نوشته هاتون می گیرم

سلام فروغ جان، میشه لطف کنی و این پرسش نامه رو پر کنی.
ممنون می شم
http://FreeOnlineSurveys.com/rendersurvey.asp?sid=0ia56n6rmlnkp4z437059

جن ؟
خب اينا كه گفتي چه ربطي به جن داشت ؟!!

سودوکوها را خریدارم. یکی دو ماهی میشود که اعتیاد پیدا کردهام. صبح به محض بیدار شدن از خواب یه "چتول" میرم بالا. خوب آدم رو سرحال میاره برای شروع روز. این اواخر اینقدر شبها خواب میبینم که حد نداره. درست از وقتی میخوابم تا خود صبح. وقتی پا میشم انگار پتک خورده باشه تو کلهی آدم. منگ منگم. هرکی هم که فکر کنی توی این رویاها که چه عرض کنم، کابوسها هست. همین دیشب مثلاً کمال اتاتورک بود و خانم قاسملو معلم کلاس سوم ابتدایی بود و دختری که وقتی کلاس پنجم دبستان بودم عاشقش شدم. البته من تنها که نه، نصف کلاس پنجم و تمام کلاس چهارم عاشقش بودن. خودش هم کلاس چهارمی بود. خلاصه که درد بیدرمانی شده این خواب دیدنها. از سودوکو مثل مُسَکن استفاده میکنم. منگی رو برطرف می کنه سریع. مظنه چی هست حالا؟

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها