من هستم. خاطرات خوب گذشته هست. و آينده. كه شايد با يك وقفه، اما بهتر از گذشته ميسازمش.
از نوشته دیروزم بیزارم. از ماندن در گذشته. از اینکه هی برگردم و ببینم دلم برای ازدست دادن چیزهایی میسوزد. درحالی که وقتی درست فکر میکنم و آدمم، میبینم روزهای خوبی را گذراندهام. هرقدر میشد از بودن کسانی که دوستشان داری، حظ ببری، من حظ بردم. چرا مثل بدبختها هر از گاهی میزند بهسرم و افسوس میخورم؟ برای کسانیکه بودن الانشان را دوست دارند و خوشند؟ چرا من توی گل گیر میکنم؟
باید جلو بروم. مخصوصا این روزها که در کمال بدی اوضاع اجتماعیام، درونم خوب است.
این را برای بار هزارم بهخودم میگویم که خوشحال باش دختر. کسی بیشتر از تو رفیق خوب نداشتهاست. بیشتر و عمیقتر از تو عاشقی نکرده است. و اوضاعی که تا بهحال چنین گذشته، بازهم - بلکه هم بهتر - خواهدگذشت.

نظرها
فروغ انديشه داشت به انتهاي بودن ومن هم هنوز ميميرم در اين كه چرا در گذشته ........زندگي اب تني كردن در حوضچه اكنون است
Posted by: م مثل من | February 6, 2010 9:39 AM
يکی از راههای رسيدن به آرامش گذشتن از گذشته و رها کردن آينده و زندگی کردن در زمان حال است... دقيقاً همون چيزي که ما کمتر بلديم.زندگی کردن در حال يعنی خودِ خودِ زندگی.. نه خاطره و نه رويا
Posted by: طلوع | October 28, 2008 7:18 PM
كسي بيشتر از تو رفيق خوب نداشته است ...
ممنون كه باز از ما مطلب نوشتي !!
:))))))))
Posted by: شوكين | October 26, 2008 9:01 AM
hatman behtar khahad gozasht!
Posted by: mona | October 26, 2008 7:40 AM
hamishe in sharayet vase hame has k khodesh midone behtarin sharayeto dare va nabayd ghose bokhore va enghad b gozashte fek koneo hasrat bokhore vali bazam ye mogei ahi mikeshe va afsos mikhore k chera on zaman nis va cheghad zod gozasht vali forogh age hamin hesa nabashan k ma b in natije nemiresim k che dostaye khobi dashtimo che eshghe nabio tajrobe kardim pas nago badbakht!
Posted by: غزال | October 26, 2008 2:00 AM