حقيقت كذب محض است.
چه روزهایی در حال گذرند. عجیب است که هنگام سختیها آدم با خودش فکر میکند بدترین لحظه را میگذراند، اما باز .. زمانهای سخت تر در راهند.. بدبختی هم مثل خوشبختی انتها ندارد..
هیچ کدام از این اتفاقات دور و بر آن قدر ناراحتم نمیکند که بداخلاقیهای خودم ... هرشب خودم را شماتت میکنم که چرا بد بودم.. چرا داد زدم.. چرا سخت گیری کردم.. چرا فشاری که باید خودم تحمل کنم، بهزیردست منتقل کردم.. چرا سر یک قران و دوزار اینهمه بیسعهصدر شدهام.. حقیر شدهام.. بر روحم پوستی نازک ماندهاست.. و هرروز بهخاطر کمترین چیزها، ترک میخورد و خونچکان میشود..
هیچوقت .. هیچ وقت در زندگی اینهمه حس ناتوانی در برابر خودم را نداشتم..

نظرها
سلام. بدنیست مطمئن بشی که بی جهت برای چیزهایی که مسئولش نیستی یا از توان تو خارج هستند خودت رو سرزنش نمی کنی.
شادباشی
Posted by: پژمان | November 4, 2008 7:16 PM
این بهترین کاره : سخت گیری به خود !
Posted by: روزنامه | November 3, 2008 1:30 PM
چقدر دلم تنگ شده بود براي نوشته هايت...
دلم مي خواهد بهت بگويم كه روز هاي بد هم مثل روز هاي خوب مي گذرند... براي نا شكيبايي ات، دل ِ نازك ات را مواخذه نكن. او هم مثل تو خسته است
.
دوستت دارم
Posted by: كتايون | November 2, 2008 10:16 AM
چفدر فروغ ها شبیه همند ...
Posted by: فروغ | November 2, 2008 6:58 AM
د بنده هم همیشه همین رو عرض میکنم! چرا برای یک قرون دوزار (یا حتی 5 سانتیم) هم خودتون رو ناراحت میکنید و هم "دیگران"! رو؟ پول علف خرس است، بدهید برود راحت بشوید از دستش! ;-)
.....
سئوالی پرسیدی. پاسخش را همانجا نوشتم. اینجوری دوباره قدم رنجه خواهی کرد و کنتور در این کسادی بازار و "بحران اقتصادی" یک ويزیتور دیگر "دشت" خواهد کرد! غنیمت است. :-)
فروغ:
مرسی آشپزجان. :)
Posted by: آشپزباشی | November 1, 2008 8:56 PM
فكر ميكنم كمي بخاري پاك كني لازمه!!
:)
Posted by: شوكين | November 1, 2008 8:17 AM
اين نيز بگذرد
Posted by: طلوع | October 31, 2008 12:20 AM
سلام
خوندم شما رو مجددا!
خیلی سخته که ما آدم های خاکی بتونیم جلوی یک قران دو زار مقاومت کنیم و نشون بیدم که بی نیازیم!
طبیعت ما آدم ها اینجوریه!
از خودتون لطفا راضی باشین و سعی کنین لطفا خودخواه باشین!
این زندگی که نعمت است زیاد طولانی نیست
حس خوشبختی را خودتان به خودتان هدیه کنید و دیگر هیچ
فروغ:
والله .. من اين يك قرون دو زاري كه به خاطرش سخت مي گيرم مال خودم نيست كه سخت مي گيرم.. مال شركته .
Posted by: سازشکسته | October 30, 2008 6:51 PM
سلام فروغ عزيز،
اينكه بدبختي و خوشبختي بي انتهايند- به بيان مثبت تر، نسبي اند- تلخ است ولي درسي در آن است. گرچه امروز مي تواند روز بدي باشد، بدتر از بدترين روزهاي گذشته، ولي اين بدترين نيست و مهمتر از آن گذراست.
هيچكس كامل نيست حتي اگر بخواهد كه كامل باشد و حتي اگر پيش خود فكر كند كه كامل است.
بهتر است كه خودمان را به خاطر كامل نبودن آزار ندهيم و سعي كنيم اشتباهات خودمان را ببخشيم. از اشتباهاتمان درس بگيريم و سعي كنيم كه آنها را تكرار نكنيم ولي خودمان را به خاطر مرتكب شدن آنها شماتت نكنيم.
هر آدمي آستانه تحملي دارد كه در شرايط مختلف تغيير مي كند. گاهي اوقات آدمي ضعيف مي شود و نياز به تجديد قوا دارد. اين به اين معنا نيست كه ضعف با وجود او عجين است.
ويژگي آدمي تغيير است. گاهي ضعيف مي شود و گاهي قوي. بسياري اوقات درست رفتار مي كند و بسياري اوقات اشتباه.
سعي كنيم در مورد خودمان قضاوت نكنيم ولي اگر قضاوت كرديم بايد عادل باشيم. درمورد خودمان عادل باشيم. مگر امكان دارد كه يك نفر همه رفتارش اشتباه باشد؟! نبايد بگذاريم ديگران در ما احساس گناه ايجاد كنند. خودمان هم نبايد در خودمان احساس گناه ايجاد كنيم.
اينها را هميشه به خودم مي گويم، با شما هم در ميان گذاشتم.
بياييد با خودمان مهربان باشيم.
مراقب خودتان باشيد خانم فروغ. روشن باشيد و پاينده (:
Posted by: فرانك | October 30, 2008 3:18 PM
به قول شاعر:دلا خو نکن به تنهایی / که ازتنها بلا خیزد .
بله پدر جان تکرار مکرراته ولی بجنب تا ازاین تنهایی خودتو در آری تا حداقل یه کیسه بکس مفت نصیبت بشه که بتونی این نوسانات روحی رو در جای مناسبش (بیچاره کیسه بکسه ) خالی کنی .
نه!!!!. میدونم. خانمها کیسه بکسشونو فقط ناز میکن غر چیه؟ داد و فریاد کدومه؟ اصلا این کیسه بکس ها هستن که باعث گرفتاری خانومها هستن .خانومهاکه همشون (از دم تا دم) گلن به جز ده یا بیست یا حداکثر سی روز در ماه
Posted by: monparnass | October 30, 2008 9:19 AM
Forooqe aziz
az neweshteat bouye ziyAd xubi nemiyAd. cherA wojude nAzaninet rA miAzAri?magar be to che karde?cherA bA un az dare dusti dar nemiyAie?rAh nemide yA inke donbAlesh nisti? gamAn nemikoni ke barA hardotoun behtar bAshe? age haml be fozouli nashe dust dAram bedunam ke kAret chiye?age nemixAhi ke injA onwAn koni, mituni ke behem mail bezani. ino az in jahat miporsam ke shAyad asAb xourdiyat yek tori bA kAret marbut bAshe hA??!!
relax bAshi!
MOMO
Posted by: غریب آشنا | October 30, 2008 2:55 AM
u r so stressed.. these are all signs of stress for sure.. it would be great to vent off somehow.. and yoga and meditations usually work really well.. be kind to yourself..
Posted by: reader | October 30, 2008 2:19 AM
salam
che ehsas moshtareki
Posted by: hossein | October 30, 2008 1:37 AM
بدترین حس است. بدترین حس است این نارضایتی از خود. و مدام میآیی خوب باشی اما نمیشود. چیزی برخلاف ارادهی تو از دهانت فریاد بیرون میدهد و چیزی هم انگار تمام روزت را خراب میکند...احساس بدی است
Posted by: لیلی | October 30, 2008 12:39 AM
اگه توی ایران هستید و اگه توی یک شرکت یا اداره کار میکنید، این احساسها طبیعیه. محیط کار پدر آدمو درمیآره. نمی دونم البته برای من که اینجوریه.
Posted by: سارا | October 29, 2008 8:33 PM