« آسان می‌توان دلسرد شد | صفحه‌ی اصلی | خنده های ریز ما »

اي صميمي‌ترين ...

فقط در کنار توست که آرامش دارم.
وقتی هستی می‌دانم هیچ اتفاق بدی نمی‌افتد..وقتی هستی می‌دانم کمک دارم.. وقتی هستی می‌دانم که خیلی بزرگ و قدرت‌مندی و من به‌اتکای شانه هایت از همه دنیا و امروزهای سختش می‌گذرم..
با تو چقدر احساس بی‌نیازی دارم..

دلم برای همه آدمهای تنها که بودن و همراهی چون تویی برایشان بس نیست، می‌سوزد..
پیشم بمان.. که قدر بودنت را می‌دانم..

مطالب مرتبط



legend of the fall

به‌قول آیدا و برعکس‌آقا !! و برعکس :)

شب

...

فقط من مانده‌ام . و بس.

براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بي‌پايان

من هيچ .. من نگاه

مي‌خواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .

زمستان است...

شاهزاده قصه‌هاي كودكي‌ام

ياد

خشم فروخورده من

من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟

بنويسم يا ننويسم؟

من هنوز دوستشان دارم

شبی از همین شبهای من

زرورق را دور می اندازم.

خط های تو مرا خسته کرد

مرا ببر به دیار فراموشی

نظرها

همه سختي اش همين قدر دانستن است. چطور دانستن است و چقدر دانستن...

سلام فروغك قصه گو ، مي بينم كه خوبي ، خب خدا رو شكر ، او قسمتي كه گفتي :آدمهاي تنها كه بودن وهمراهي چون تويي برايشان بس نيست ...منو به فكر فرو برد

هر دم او بر شما عاشق است،اي كاش مي ديديد. هر دم او شما را به سوي خود مي خواند،اي كاش مي شنيديد...
او وجود خود را بر شما بخشيده،اما نمي دانيد، آرامش نابي كه حتي در فكرتان نمي گنجد، آن شادي بي حد، آن سرور ابدي، آن لذتي كه حتي طاقت لحظه اي از آن را نداريد، آن زيبائي هاي مسحور كننده، همه در وجود شماست. اينها همه در وجود خداوند است. آن وجودي كه به شما بخشيده...
اي بي خبران،روح، روح خداوند در وجود شماست. روح خود را دريابيد، با او مأنوس شويد و در او زندگي كنيد. در آن شاد باشيد و آرام شويد...
از سخنان استاد ایلیا رام الله
رهاننده ی روحت را بیاب

s
سلام.میخوام روی اینترنت عکس بگذارم.میدونی چه طورمیشه اینکارراکرد؟

فروغ:
نه.

chra javabe shin roo dadi

فروغ:
آه..

فروغ جان ،نوشتهٔ زیر را می‌خوندم با خودم فکر کردم اگه تو نبودی گاهی من چه می‌کردم ،تنهای داره از پا درم میاره ،واقعا در این روز های بی‌ امیدیم در این تنهایی بزرگم چقدر نیاز به این شانه اون دارم ،نمیدونم پس چرا نیست ،چرا نیست؟ کجاست ...چه قدر باید صداش بزنم باور کن این ادم‌های که من بینشون هستم حتا بهش باور ندارند و ....

آخه تقصير از من نيست، مسائل و مشكلات زياد شده، تازه تخفيف دادم به خودم و نخواستم تمام مسائلمو فذاموش كنم، مثل مسئله‌ي سي‌ام كه همچنان سيگارش گوشه‌ي لبم مانده

اين وسط من بايد نگران اين باشم كه دنيا رو دود بر نداره يا خودم؟
فروغ:
والله به خودتون كه فكر نمي كنين لابد كه بيست و نه تاشو تاحالا كشيدين! به دنيا فكر كنين !! آقا به محيط زيست :)

foroogh jaan,man saharam.24 salame.4 sale ke ezdevaj kardam.2 sale ke kamo bish blogeto mikhoonam.hich ghasde mozahemat nadaram.faghat mikham bahat harf bezanam.shayad injoori rahat tar davatamo ghabool koni.na?
فروغ:
سحرجان از دعوتت خیلی ممنونم. ولی این روزها گرفتارم خیلی. مهمون دارم و عصرها باید زود برگردم خونه تا با اونها باشم. باز هم متشکرم که لطف کردی.

و چقدر دوست داشتن خوبه!

مرا در قصه هایتان شریک می کنید زنان سرزمین پاره پاره من؟!
http://hejab-diary.blogfa.com/post-12.aspx
مساله ای به نام حجاب

nagofti foroogh jaan,mamnoonam yani bale???

Bebinam manzooret Bargh ast va ya Internet va ya Ketab?

حيف بودني كه نابود ميشود يا شايد اين خاصيت جادويي بودن است، نمي‌پايد هميشه، نمي‌ماند، ودلهره‌ي رفتنش، نبودنش وووو هميشه با ماست حتي در لحظاتي كه بودنش سرشار است، مثل هميني كه نوشتي، اينهمه سرشاري ازش و باز...بمان!!!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها