افسانه آه من
شرکتم. باران ملایمی می بارد و من باید بنشینم و کتاب اصول بازار یابی را بخوانم. فردا می روم مشهد برای ویزیت سه خریدار مهم. اولین بار است که خودم کسی را ویزیت می کنم. همیشه این کار برعهده مدیر فروشمان بوده و من خیلی کم، تلفنی با افرادی که باید، حرف می زدم.سه روز است مثل شب امتحان دارم کتاب می خوانم.
خواستم بنویسم هرقدر وجود یک آدمهایی حتی هزاران کیلومتر آن سر دنیا می تواند آرام بخش و روح نواز باشد، بعضی ها قادرند روی اعصابت تیک بزنند. یک تک جمله این بعضی ها می تواند حالت را بهم بزند. و فقط اطمینان از حضور آن بعضی ها به تو لبخندی همراه با یک دل باز گنده می دهد.
لینک موسیقی یاد من کن را درست کردم. گوش کنید. چون یکی از زیباترین اجراهای این موسیقی ست که کم از اجرای دلکش ندارد. مخصوصا اگر یک زمانی خیلی عاشق بوده اید و حالا با خاطره آن عشق حال می کنید و آرزو دارید که ای کاش ... ای کاش... آه... و یک غصه ای با عمق یک دنیا که تلخ نیست ولی شما را به آه می رساند، در دلتان هست... گوش کنید و به قول منصور نصیری فوتوز حالش را ببرید..
راستی .. از این هفته قرار است همین آهنگ را با همین اجرا تمرین کنم.
آه ...

نظرها
salam ,shoma mosighi kar mikonid? ahle kojaeen? ghashang minevisid
Posted by: amir | December 14, 2009 8:31 AM
سلام
قرار بعد از عید ، مدیریت یک واحد 15 نفره رو به عهده بگیریم به عنوان مدیر اجرایی ، ممنون میشم که چندتا کتاب خوب معرفی کنی
Posted by: مهراوه | February 13, 2009 6:46 PM
رسیدن به خیر
Posted by: کتایون | February 11, 2009 3:30 PM
خداييش هم اگه عشق نبود موسيقيها چه خالي بودند و اگه موسيقي، عشقها
Posted by: داريوش | February 11, 2009 2:01 PM
سلام!ممنونم.با لینک شما این خانم رو شناختم.اجراهاش فوق العادن.حاریکا!
Posted by: فرهاد | February 9, 2009 10:21 PM
و تو که گاهی با کلمه و در کلمه نرم می شوی . زن ترین زن ، و گاهی که پیش می آید آنچنان قوی و صاحب قدرت ، که مدیریتت از یادم می برد همچنان فروغی. بقول آن نوشته(دستهای مخملی در دستکش آهنی)
Posted by: خانم ثابتی | February 9, 2009 8:36 AM
از هرچي كليشه تو اين دنيا هست متنفرم، حتي از اون خوباش. ولي تو اصلاً كليشه نيستي. يه چيزي هستي كه من نميدونم چي هستي. حسوديم نميشه ولي ميگم خوش به حال خودت و اونائيكه دوستت دارن و دوستشون داري .
اگر اجازه دارم، با همين فرض،لينك شما رو ميذارم تو همين جائي كه دارم و خيلي خيلي پرته. اگر مقبولت بود شما هم من رو قاطي دوستات به حساب بياري بيشتر بهم خوش ميگذره وقتي كه اينجام
Posted by: امير | February 8, 2009 3:33 PM
سلام
امیدوارم موفق باشید
اصول بازاریابی کاتلر را اگر می خوانید یادتان باشد پر است از حرف های جدی و قشنگ
وقتی توی جلسه هستید فقط به این فکر کنید که مشتری هیچ راهی غیر از خرید از شما ندارد و این را مدام با خودتان تکرار کنید
مطمئن باشید که می توایند
فروغ:\
بله همونو می خونم. کتاب خیلی خوبیه.
Posted by: سازشکسته(شایدها | February 8, 2009 11:02 AM