« كتابخانه ملكوت | صفحه‌ی اصلی | تقصیر مکن. »

legend of the fall

توی شرکت تنهایم. منشی‌مان مرخصی‌ست. مسئول مالی رفته دارایی. تحصیلدار ترمینال است..آقای مهندس رفته اداره کار..مسئول فروش ماموریت است و بچه‌های آزمایشگاه، توی آزمایشگاه پایین مشغول کارند..
من بی‌حوصله، با سر درد کمی که رو به زیاد‌شدن است، موسیقی ملایمی گوش می‌کنم و هیچ میلی به‌کار ندارم..
کارمان پیشرفت ندارد.. درست عین گیرکردن در گل است..میلی‌متری جلو می‌رویم و من هی بی‌حوصله‌تر و دلسردتر از قبل می‌شوم..سالها بود که تنها انگیزه کار کردنم، نیاز مالی نبود و حالا هست..بی‌امید به هر بهبودی ..حتی دیگر نگران هم نمی‌شوم..
برای شروع هر تولید جدیدی باید تا بعد از انتخابات صبر کنیم..بحث یارانه‌ها و ادامه سیاست واردات در تصمیم‌گیری ما دخالت زیادی دارند..
هوای گرم .. بیکاری فزاینده.. آزروهای دست‌نیافتنی.. تصور چهار سال دوم تماشای احمدی‌نژاد.. فکر فردا و فرداهای بی‌امید.. از اینها خسته‌ام.

مطالب مرتبط



به‌قول آیدا و برعکس‌آقا !! و برعکس :)

شب

...

فقط من مانده‌ام . و بس.

براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بي‌پايان

من هيچ .. من نگاه

مي‌خواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .

زمستان است...

شاهزاده قصه‌هاي كودكي‌ام

ياد

خشم فروخورده من

من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟

بنويسم يا ننويسم؟

من هنوز دوستشان دارم

شبی از همین شبهای من

زرورق را دور می اندازم.

خط های تو مرا خسته کرد

مرا ببر به دیار فراموشی

من گرو گذاشتم.. خودم پس گرفتم

نظرها

تصور کن اگر کشور دیگری زندگی می کردی الان داشتی به این فکر میکردی چطور رقابت کنی و رشد کنی و پیشرفت داشته باشی.. اما توی این کشور کوفتی اونقدر گرفتار عواقب تصمیم گیریهای احمقانه مسئولین می شوی که نمی توانی به خودت و برنامه هایت با فراغ بال فکر کنی...

ديروز رو يادت هست
ديروز قلمو به دست داشتي و دنيا و آدم هايش را رنگ مي زدي
امروز دستِت به بيل باشه و زندگي را از اين گِل و لاي دربيار
تو خالق زندگي ات هستي
تنها در هر زماني بايد ابزار مناسب رو به دست بگيري
لبخند بزن
شايد كسي به لبخند تو گام برمي داره

براي هوا و بيكاري و آرزو و فرداهاي بي اميد
بيل ميرم
اما براي چهار سال تماشاي احمدي نژاد
خب ميتونيد با راي به ميرحسين بك گراند را عوض كنيد
:)

آنکه بازندگی می سازد زندگی را می بازد با زندگی نساز زندگی را بساز

من هم از همه ی این ها که گفتی به شدت خسته ام

فروغ: :(

تا زنده اي, زندگي كن! همين

تا زنده اي, زندگي كن! همين

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها