« ؟ | صفحهی اصلی | گيتار چيني »
*
* legend of the fall
* بهقول آیدا و برعکسآقا !! و برعکس :)
* ...
* فقط من ماندهام . و بس.
* براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بيپايان
* من هيچ .. من نگاه
* ميخواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .
* زمستان است...
* شاهزاده قصههاي كودكيام
* ياد
* خشم فروخورده من
* من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟
* بنويسم يا ننويسم؟
* من هنوز دوستشان دارم
* شبی از همین شبهای من
* زرورق را دور می اندازم.
* خط های تو مرا خسته کرد
* مرا ببر به دیار فراموشی
* من گرو گذاشتم.. خودم پس گرفتم
نظرها
سلام. ممنونم بابت لینک
Posted by: زهرا درگاهی | May 6, 2009 5:33 PM
پدر : خیال میکنی ! اولشه...ه
Posted by: مسیح | May 6, 2009 11:03 AM
وای ، باران
باران ؛
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای ، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رؤیای فراموشیهاست
خواب را دریابم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم
حميد مصدق
Posted by: bahman | May 2, 2009 9:53 PM
ممنونم اگر کامنت قبلم را منتشر نکنید
چون آن را از اعماق وجودم فقط و فقط به خود شما نوشتم.
با مهر
فروغ:
ممونم :)
Posted by: mah | May 2, 2009 2:15 PM
eltemase 2a !
Posted by: شوكين | May 2, 2009 8:18 AM