« از ماست که برماست | صفحه‌ی اصلی | ... »

جوك‌هاي زندگي مجردي

زندگی من، زندگی مجردی‌ست.
به‌واسطه این لقب خیلی وقتها مفتخر می‌شوم بارهایی را جابجا کنم.. دوست‌داشتنی و گاه به طور غیر‌قانونی دوست‌نداشتنی.

مادر که قبل از عید بیمار شد، قاعدتا کسی جز من نمی‌توانست بهش رسیدگی کند.. گرچه پدرم همه کار می‌کرد اما وقتی رسیدم خانه، آن‌قدر دلتنگ و خسته بود که متوجه شدم باید چند روزی زودتر می‌آمدم..
خواهر و برادرم به‌ترتیب برای عید برنامه سفر داشتند. کسی، حتی من، توقعی جز این نداشت که باید بروند چون اختیارشان دست دیگری‌ست.

بعد از عید که برگشتم برادر و خانمش یک هفته‌ای مهمانم بودند..قدمشان روی چشم. ورزش و موسیقی و کار اضافی را از برنامه مجردی حذف کردم و عصرها برمی‌گشتم خانه تا زود شام شب و نهار فردا را آماده کنم و بعد مهمانان را ببرم گردش. یک شب هم مهمانی دادم.
مجردان مي‌دانند پذیرایی و مهمان‌داری هم‌زمان، يعني‌چه.

هفته قبل واجب بود برای یک فامیل مجرد دو وعده غذا درست کنم . صد البته کسی بهتر از یک مجرد نمی‌تواند درد سایر مجردان را بداند.

معلم موسیقی‌ام بیمار شد. دو وعده هم برای او غذا دادم. مریضی و تنهایی، نوازش خونش را به‌منهای بیست رسانده بود و فکر کردم خوب .. چه کسی بهتر از من، معناي نوازش خون منهاي بيست را درست مي‌داند؟

دختر‌خاله‌ام نصفه ایران و نصفه خارج زندگی می‌کند.حالا وقت نصفه ایران بودن اوست. تنهاست. شوهرش مدام سفر کاری‌ست. زنگ می‌زند و می‌گوید وسط هفته یک سری بهش بزنم.
این جملات ناگفته را توی کلامش، لای گیومه، پیدا می‌کنم: آقا بالاسر که نداری، خوب بیا دیگه !! می‌گویم سرم خیلی شلوغ است.. و برایش می‌شمارم که یک‌شنبه وقت دکتر دارم، دوشنبه ماموریتم، سه‌شنبه جلسه دارم، چهارشنبه کلاس دارم، و پنجشنبه و جمعه هم هنوز نرسیده تا بدانم ..سریع می‌گوید: خوب پنجشنبه و جمعه با هم باشیم؟ و من جواب می‌دهم: جمعه یادم آمد معلم دارم. می‌گوید: خوب پنجشنبه؟..
سکوت می‌کنم..و فکر می‌کنم اصولن آدم مجرد نیاز به استراحت آخر هفته دارد؟
شاید هم ندارد.
پنجشنبه را به‌دخترخاله ندادم اما مادرم کار دیگری محول کرد و خوب.. خیلی هم تشکر و معذرت‌خواهی کرد که چون تو مجردی آدم رویش می‌شود ازت خواهش کند..
البته اين را اضافه كنم كه تك‌تك موارد بالا جز آخري، در نهايت عشق و علاقه و با خواست قلبي خودم انجام شده‌اند و مي‌شوند اما خوب :

وقت مهمانی فامیل که می‌شود، من چون مجردم، مرتب از یاد می روم.. مگر اینکه برادرم یا خواهرم یا مادر و پدرم تهران باشند و مهمانی برای آنها باشد..

وقت مریضی.. من هم مثل معلم موسیقی، نوازش خونم را از اعماق زمین با همین دستان مهربان خودم حفاری می‌کنم..

وقت بي‌كسي..

هنوز نرسیده زمانی که به‌وقت بی‌کسی‌ام فکر کنم..
و اميدوارم هرگز نرسد..وقتی که سایه مادر و پدر نباشد..و همه اختیارشان دست دیگران باشد و ذهن بقیه آن‌قدر فراموشم کرده‌باشد که دیگر به‌کل محو شوم.

مطالب مرتبط

پوزش‌نامه

از ماست که برماست

گيتار چيني

سوال

با تشكر از خانواده اداره برق

كسي كه براي زندگي فكر مي‌كند و راه فكر كردن را بلد است.

دار الشفا

وه ...

در جا ماندن بي‌وقفه

با بي‌ برقي‌هاي سه‌نوبته در تهران چهل درجه كيف مي‌كنيد؟؟

کسی برای امام رضا پیغامی ندارد؟؟

هايپ

لطفا تمركز كنيد‌!

سم زدايي

نظرسنجی

عيدتان مبارك

تعطيلي دو روز در هفته

سوال

روزی سخت

سوال

نظرها

فوق العاده است. البته منظورم نگارش‌تان است؛ گفتم پیشاپیش توضیح بدم که سوءبرداشت نشود.

اولین مطلبی را که از بلاگ شما خواندم «تنها در خانه» بود آن هم مدیون دوستی هستم که خواهشم را پذیرفت و در گوگل ریدر شئر کرد و این دومین است.

حیف آمد ننویسم که چه قلم زیبایی دارید.

به نظر می‌آید ایمیل نمایش داده نمی‌شود. امیدوارم اینطور باشد؛ لطفا در غیر این صورت ایمیل یا کامنت بنده را حذف کنید.

ای بابا
متاهل هم که باشید باز همه گزاره های فوق درباره تون صدق می کنه
فکر می کنم (حداقل در مورد من که اینطوریه) تمام این مساله ها به خاطر اینه که نه گفتن یک کمی سخته
این جور وقتا آدم خودشو می داره درجه آخر اهمیت! مگه نه

سلام
ببین اگر مثل من متاهل مجرد باشی چه می شود...
... من چه گویم که غریبست دلم در وطنم .....

دیگر کتاب نمی خوانید . حتما می خوانید.حتی اگر مجرد باشید و از صدنفر متاهل گرفتارتر. قراربود کتابخانه ملکوت مجموعه خوبی باشد. چه شد ؟ یک پیشنهاد : کاناپه قرمز . میشل لبر. نشر چشمه. حرف های زیادی برای گفتن دارد.

فروغ:
دوست عزيز از اصرارتان براي به روز كردن كتابخانه ملكوت بسيار سپاسگزارم..تنها انگيزه دوباره سر زدن به آن همين اصرار شما بود.
كتاب پيشنهادي را هم در اولين فرصت خواهم‌خواند.

ما را هم فراموش كردي !!
ما هم مي گوييم خب مجرد است ديگر ! چه معني مي دهد
آدم مجرد اينقدر دير به دير وبلاگش را آپ كند
:)

سلام
خیلی وقته کامنت براتون نگذاشتم
من یادمه تا مجرد بودم خیلی راحت می تونستم هر جا بخوام برم هر جا بخوام نرم
بعدش دیگه همه توقع داشتند که جایی که دعوت می کنند برم و اگر دلم گرفت و خواست خونه دایی یا خاله برم حتما خبر بدم و ...
فقط خونه مامان بزرگ استثناء بود و هست

راستی می گم حالا که وقت دارید و با تجربه اید یک شام خوب درست می کنید
خیلی گشنمه و جز نون خالی در این غربت خانگی چیزی گیرم نیومد
:)
شاد باشید

آن سوی ناکامیها خداست که داشتنش جبران همه نداشته هاست

چقدر خوب می فهمم حرفهاتو. من هم مثل شما مجردم

چشم های مهربانی اینجا را می خواند می دانم دست های مهربانی هم به سویت دراز است. می دانم. آغوش مهربانی هم به انتظار توست

Lili,take another walk out of your fake world
please put all the drugs out of your hand
you'll see that you can breath without not back up
some much stuff you got to understand

for every step in any walk
any town of any thought
i'll be your guide

for every street of any scene
any place you've never been
i'll be your guide

lili,you know there's still a place for people like us
the same blood runs in every hand
you see its not the wings that makes the angel
just have to move the bats out of your head

for every step in any walk
any town of any thought
i'll be your guide

for every street of any scene
any place you've never been
i'll be your guide

lili,easy as a kiss we'll find an answer
put all your fears back in the shade
don't become a ghost without no colour
cause you're the best paint life ever made

با احترام فراوان برای شما

فروغ:
بسيار ممنونم :)

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها