« ... | صفحه‌ی اصلی | استحاله کاری »

بی حس

.. درباره خودم حدس می‌زنم عاشقی و همه‌چیزش را فراموش کرده‌ام..
نمی‌دانم من توان عاشق‌شدن را ازدست‌داده‌ام یا بقیه توان عاشق‌کردن‌م را؟

دکتر بیرشک می‌گوید: آماده نیستی.
خوب اگر حالا‌حالاها آماده نشدم چی؟!

مطالب مرتبط

:|

براي مردي كه انسانيت را محترم شمرد.

يادم بماند

خود زندگی

آهو مي شوي با همين جست و خيز گوسپند

دستت را به من بده..

ديگر-شاد-سازي

خود-شاد-سازی

...

نوروز مبارك باشد.

سربالايي

افسانه آه من

آسان می‌توان دلسرد شد

در میان رفقا

من هستم. خاطرات خوب گذشته‌ هست. و آينده. كه شايد با يك وقفه، اما بهتر از گذشته مي‌سازمش.

والد قوي درون

قدمگاه

عطر چای سبز

حالا پز می دهم !

حواسم به‌ مقصد باشد.

نظرها

سلام.
اولا متشكرم و در ثاني چون ميدونم اين بحثها در نهايت مشكلي رو حل نميكنه بهتره فضاي قشنگ اين وبلاگ رو كه بيشتر با دل شما ارتباط داره تا كارتون متاثر از مسائل جامعه نكنيم. متاسفانه همونطور كه گفتي حخصوصي سازي هم در كشور ما درست انجام نميشه. مثلا بانك صادرات خودش سهام خودش رو تو بورس خريد و مخابرات رو سپاه خريد و... بنابراين باز همون مشكلات هست. ولي واقعيت اين است كه در صورتي كه به معناي واقعي خصوصي سازي اجرا بشه قطعا خيلي از مشكلات فعلي حل ميشه. اما دريغ كه هيچ وقت ما به نقطه اي نميرسيم كه درست عمل كنيم. چند وقت پيش يك قسمت از سري جديدسريال كارآگاه علوي رو ميديدم از همكارش پرسيد ميدوني بهترين و بدترين كلمه براي ايران چيه؟ اون نفته كه هم ميتونه اين مملكت رو به اوج ببره و هم ميتونه به خاك ذلت بشونه. واقعيتيست. اگر دست عزيزان بالانشين به منابع باز نبود و پولي نداشتند كه اينطور جولان بدن قطعا بايد از مغزشون يك كم كار ميكشيدن و چون مغز ندارند يا اگر دارند صرفا به محدوده شكم و اطراف اون معطوف هست آدمهاي مغز دار رو بايد به كار ميگرفتند تا بتونن زنده بمونن. راستش نفت الان عامل بدبختي مردم شده چون هزينه تمام حماقتها و اشتباهات حكومت رو با اون پرداخت ميكنن و ما هم هيچ كاري نميتونيم بكنيم. به اميد فرداي بهتر براي بچه هاي ايران.

فروغ:

منم درباره نفت کاملن باهت موافقم و فکر می کنم همه مردم موافق باشند :). و برای همه بچه های ایران آرزوی آینده ای بهتر رو دارم.

عجب!! پس علت له شدن توليد مملكت ما اينه كه در 99 درصد مواقع جناب كارفرما نميتونه كارگر مادرمرده رو هر وقت دلش خواست اخراج كنه !!! البته خيلي از شركت ها با بستن قرارداد سفيد ( بدون تاريخ ) ويا كوتاه مدت ( 2-3 ماهه ) اين معضل رو حل كرده اند!!
فروغ:
شوکین دعوامون می شه ها !! از همه چی فقط اینو گرفتی از کل مطلب؟
خوب معلومه که همه مشکلات این نیست. ولی اینم یه مشکل بزرگه. نیروی کار جزو بزرگترین مسائل یک شرکته. از همه لحاظ هزینه بره. بعد هم امیدوارم یه روز کارفرما بشی و سر و کارت با کارگر باشه وقتی چوب تو آستینت کردن و حالت رو خوب پرسیدن می فهمی چرا بعضی ها قراداد سفید امضا می کنن یا سفته می گیرن از کارگرها.
اینها چیزهاییه که تا وقتی توش نیافتی باهش می تونه خیلی با احساسات رقیق و قشنگ برخورد کنی. وقتی چند بار بری دادگاه کیفری می فهمی که موضوع چیه.اونم تازه بعد از اینکه در همه حال سعی کردی مواظب شرایط مناسب برای کارگرهات باشی.

وقتی هجده سالم بود عاشق عاشق شدن و عاشق بودن، بودم. اون موقع همسرم سی ساله بود. بهم می گفت سنت کمه، سنت بره بالا خوب می شی. انگار که عشق یه بیماری بود.
سی و پنج سالم شده، اما هنوز مرضم درمان نشده.نمیدونم شاید شما یه وقت یا یه جایی واکسنشو زدی!

از فرانسوی ها یاد بگیریم، که تنها تفاوتی که بین یه جوون ۲۰ ساله با یه آدم ۵۰ ساله میبینن، ۳۰ سال تجربه است. همین. عاشقای واقعی...

سلام
در پاسخ دو پست قبلي شما در مورد دريافت بيمه بيكاري و... چيزي نوشتم كه امروز جواب كوتاهتون رو خوندم و صرفا دوباره مينويسم و كمي بيشتر توضيح ميدهم چون اگر فحش ناموس بهم داده بودي بهتر از اين بود كه بگي مثل رئيس جمهور محترم!!! فكر ميكني.
ببين فروغ عزيز شما در يك شركت خصوصي مديري. من در يك شركت دولتي بزرگ يك مدير مياني هستم. حدود 50 نفر با من كار ميكنند. در بخشي هستم كه از نحوه هزينه كردن منابع مالي كاملا آگاهي دارم و به قدر كفايت حرس ميخورم. من هم با شما موافقم منابع ملي مثل نفت بايد در زمينه هاي زيربنائي سرمايه گذاري بشه و براي خوردن ما نيست و اما سوالم اينه كه به نظر شما اگر اين منابع خرج روزمره مردم نشه آيا به نظرت واقعا سرمايه گذاري ميشه يا ميره تو حساب و جيب يك عده محدود. بايد شرايط رو واقعي ديد نه ايده آل. خيلي از صنايع ما در حال حاضر ضرر ميدن و بخش عمده اي از منابع و درآمد نفتي ما هم صرفا صرف مفهوم احمقانه اي به نام حفظ نظام ميشه. از تبليغات بگير تا خريد روس و چين و... كه عليه ايران اقدامي نكنند كه باز هم ميكنند. من در صنعت خودرو هستم. وضعيت افتضاح است. ما سالها از ديگر كشورها عقبيم. چون در ايران انرژي و نيروي كار ارزان است اگر قرار باشد ما در صنعت خودرو فعاليت سودآور داشته باشيم بايد بريم دنبال مونتاژ خودرو در ايران و نه سرمايه گذاري جهت ايجاد برند جديد و.. اما چون تا حالا حمايت دولتي بوده و صدالبته در اينگونه معاملات پورسانت و سود خوبي هم بوده تا حالا همش به اسم استقلال و خودكفائي و... فقط به فكر خريد دستگاه و تكنولوژي و... بودن.نه اينكه ندانند اشتباه است. خوب ميدانند اما سود شخصي و پر كردن جيبشان اين اجازه را به كسي نميدهد كه درست فكر كند. با پول مردم. با پول نفت.و با پولي كه شما ميگيد بايد سرمايه گذاري بشه. من ايده آليست نيستم. واقعيت اين هست كه اگر پول نفت مستقيم توي جيب مردم نره در شرايط فعلي سرمايه گذاري هم نميشه و همون بهتر كه خرج روزمره مردم بشه تا اينكه يك عده دزد مفتخور چپاول كنند. فكر ميكنم كروبي هم شرايط رو خيلي خوب درك كرده بود كه شعار تبليغاتيش اين بود. اگر در ايران همه چيز در اختيار بخش خصوصي بود و هزينه بيكاري مردم از جيب شاغلين تامين ميشد بايد قانون تغيير ميكرد.اما شرايط فعلي فرق ميكند خانم عزيز. راستش توي اين سالها خيلي از معيارها براي من تغيير كرده. الان نميدونم اگر واقعا در موقعيت دزدي قرار بگيرم اين كار رو ميكنم يا نه؟ بگذاريد اينطور بگم. من كه بعد از 18 سال تحصيل و اخذ فوق ليسانس توي شريف و زحمت زياد حتي حق خودم رو هم از اين كشور نميتونم بگيرم. (حداقل از راه درستش) و ميبينم حق همه مردم چطور به يغما ميره و كاري هم نميتونم بكنم نميدونم اگر الان در موقعيت مناسب قرار بگيرم حداقل به اون اندازه كه فكر ميكنم حقم هست برميدارم يانه؟ وقتي يك سيستمي انقدر خراب هست كه هيچ اميدي به بهبودش نيست بايد چه كار كرد؟ رايتش توي مسئولين فعلي هم آدم خوب هست. اما اونها هم بعد از يك مدت ميبينند كه هيچ كاري نميتونن بكنند و اگر نخورند و بخواهند جلوي دزدي ديگران را بگيرند خيلي راحت حذف ميشوند و نهايتا بود و نبود اونها روي كل سيستم هيچ اثري نميذاره. فكر ميكني دزدي نميكنند.؟ به هرحال اون كارگر بدبخت با چند سر عائله اگر از بيمه بيكاريش استفاده ميكنه و در ضمن كار ديگري هم داره به نظرم خيلي ظلم نكرده. ريشه مشكلات در بالاهاست. ديگه هم نگو مثل الف نون فكر ميكني.... چون سياستهاي اون و اطرافيان اونه كه باعث خيلي از اين دزديهاست. در ايران تا همه چيز به بخش خصوصي منتقل نشه يك سر سوزن اميد بهروزي نيست. عزت زياد.
فروغ:
اوه ! من يك ببخشيد بزرگ به شما بدهكارم. بايد مي گفتم بلانسبت و از قلم انداختمش! به هرحال ببخش از بابت اين تشبيه نامناسب.
تا حدي حق داري. حق داري كه مي گويي بايد خصوصي شويم.اگرچه الان مثلن داريم خصوصي مي‌شويم و آدمهاي خصوصي تعريف شان فرق كرده! اما از همين يك بابت، فكر مي كني به كل فلسفه خصوصي سازي بد است؟ نه. ما بديم كه درست اجرا نمي كنيم.
بنابراين درست نبودن عوامل اجرايي باعث رد كردن اصل قضيه نمي شود. دزدي هميشه بد است. چه يك كارگر از بيت المال بدزدد و چه يك رييس. ميزان اثرشان فرق مي كند.
بيمه بيكاري هم في نفسه چيز درستي ست. كارگري كه به خاطر تعديل نيرو بيكار مي شود بايد از آن استفاده كند، چون قبلن مبلغي از حقوقش كم كرده اند براي اين چنين روزي. اما اگر قرار شود بيمه بيكاري وسيله امرار معاش شود، خيلي زود بيمه قادر نخواهد بود حتي به كساني كه نياز واقعي دارند كمكي بكند.. حالا كار نداريم كه بيمه هم فلان.. به اصل قضيه نگاه مي كنيم.
خود من وقتي تعديل نيرو مي كردم سعي كردم بيشترين تساهل و تسامح را داشته باشم تا با بيشترين دريافتي بچه ها بتوانند بيمه بگيرند. ولي فكر كن .. يك مدير مالي بيايد و بگويد مي خواهد برود و ما لطفن اخراجش كنيم، و وقتي دليل را مي پرسي مي گويد: مي خواهم بيمه بيكاري بگيرم به مدت 54 ماه!!!!!!!!!! و شما مي توانيد اخراجم كنيد و بعد من با شما خارج از ليست كار كنم!! به نفعتان هم هست!! كه البته آن زمان من مديرعامل نبودم و به عنوان عضو هيئت مديره مخالفت كردم و مدير عامل وقت موافقت كرد.
يا همين حالا در روستايي كه مجاور كارخانهست، پنجاه نفر دارند از بابت شركت ما بيمه بيكاري مي گيرند و حاضر نيستند تا وقتي اين بيمه هست كار كنند.مگر در يك روزتا چند نفر مي تواني پيدا كني كه جاي اين پنجاه نفر را كه هركدام حدااقل يك سال سابقه كاري دارد بگيرد؟
مثل شركت ما ، در اين مدت براي شركتهاي زيادي در زنجان و اراك كه من خبرشان را دارم، اتفاق مشابه افتاده. شركتي كه سيصد نفر را سال قبل تعديل كرده، حالا كارگرهايش را نمي تواند برگرداند.
در ضمن اين را داشته باش به همراه اين تناقض قانون كار كه تو تا وقتي با كسي قرارداد داري نمي تواني تقريبا در نود و نه در صد مواقع كارگر را اخراج كني يا تعديل كني. و اگر بكني بايد همه حقوق و مزايا بدهي.. قانوني يك جانبه از هر طرف به نفع كارگر در جهت له كردن توليد.

اگه نشد باز هم بگو

ميشه ميشه ميشه

نه فروغ جون،
همون "دیگرون توان عاشق کردنتو ندارن" بهتره.
بالاخره باید ارزششو داشته باشن!

فروغ: :P

من فکر می‌کنم آدمهای سر به هوا زودتر عاشق میشن چون عشق یه تله س و تا سر به هوا نباشی‌ توش نمیفتی.آدمهای که قدمهاشون را می‌‌پایند و محکم راه میروند و میدونند کجا دارند میرن دیرتر عاشق میشوند.

چرا مثل دخترهای 14 ساله حرف میزنی؟کی گفته برای وجود یک رابطه باید عشق وجود داشته باشه؟کدوم منطق؟کدوم استدلال؟ بابا گول این بی خاصیت های علوم انسانی رو نخور مثل بعضی ها که گریاندن مردم رو به عنوان شغل انتخاب کردن و به محتوای زری که میزنن هم کاری ندارن این چیزا در مورد عشق و عاشقی هم مایه کار شعرا و نویسندگان عامه پسنده .واقعیت زندگی چیز دیگریه. تو یه زنی برای زندگی سالم به یه مرد نیاز داری این حقیقت داستانه که راه فراری از اون نیست حالا چرا فکر میکنی که سناریوی نخ نما شده داستانهای دو زاری نویسندگان داخلی و خارجی باید برات اتفاق بیفته؟ من و خیلی ها مثل من بر اساس نیاز و عقل ازدواج کردیم هیچ هم ضرر نکردیم و رابطه ما عقلانی موند به قیمت ایجاد یک رابطه نه ما تن به حقارت دادیم نه طرف مقابل کلاس گذاشت یا زجر کشید .ما هم سن هستیم و من تجربه 14 سال زندگی مشترک رو دارم برا همین برام سخته که میبینم هنوز دنیای عاطفی تو با دنیای واقعی اطرافت تطبیق پیدا نکرده .این عدم تطبیق ممکنه در مواردی مثل معلولیت زشتی فقر ویا داشتن یک خانواده ناجور برا هر دختری پیش بیاد ولی چون در مورد تو (به نظر من) داشتن یک پیش زمینه فکری غیر منطبق با واقعیت عامل این کاره حل این مشکل هم آسونه .میخوای قبول نکن ولی این آقای دکتر تو دلش به حال تو نسوخته این تخلیه احساسات راه حلیه که نسلها درستیش جواب داده و نیازی به پول دادن به نفر برا انجامش نیست همین که یه شخصی رو داشته باشی که بهت اهمیت بده (خواهر دوست ...) میدونم یه ذره تلخ حرف میزنم ولی با شناختی که از شما دارم می دونم که با سعه صدر مطالب رو میخونی.اگه فکر میکنی این مطالب برا منتشر شدن مناسب نیست نیازی به این کار نیست من ناراحت نمیشم فقط همینجا یه کامنت بذار که من بدونم نظرم رو خوندی و الکی وقتم تلف نشده(حقیقتا تایپ برام سخته).موفق و واقع بین باشی :)

فروغ:
من وقتی می نویسم و زیرش هم می نویسم با من حرف بزن، یعنی دوست دارم بدونم تو هم چی فکر می کنی. و از این که وقت برام می زاری خیلی ممنونت می شم.
حالا می خوام بهت بگم که اشکال اینه که اینجا من یه خط می نویسم و موضوع رو بسط نمی دم و برای همین کسی که می خونه ممکنه بخشی از مطلب رو برداشت کنه.
من اتفاقن زیاد به عشق های سینمایی فکر نمی کنم چون خودم اصلن توان سینمایی بودن ندارم و نمی تونم رابطه سینمایی رو تا آخرش بازی کنم. اما درحال حاضر مسئله ای که دارم اینه که از هیچ کسی به اون معنا خوشم نمی یاد که بخوام برای شروع رابطه یک قدم پامو جلوتر بزارم و انرژی براش مصرف کنم. این که می گم کسی توان عاشق کردنمو نداره یا من بی حس شدم، منظورم اینه که برای شروع یه واکنش یه انرژی اکتیواسیون اولیه باید باشه که نه من نسبت به کسی دارم و نه کسی نسبت به من انگار :)) برای همین دکتر بیرشک می گه که آمادگی نداری وگرنه وقتی روحت آماده باشه، اون انرژی رو خود به خود صرف می کنی.

TEST

شماره این دکتر و تو همین جا سرچ کردم ولی چیزی بهم نداد که به دردم بخوره s-:

یه زمانی میاد که نه امادگیشو داری نه منتظرشی. کلن عشق خیلی زبون نفهمه

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها