« آهو مي شوي با همين جست و خيز گوسپند | صفحه‌ی اصلی | شنبه ابری »

..

خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدا بود..

مطالب مرتبط



legend of the fall

به‌قول آیدا و برعکس‌آقا !! و برعکس :)

شب

...

فقط من مانده‌ام . و بس.

براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بي‌پايان

من هيچ .. من نگاه

مي‌خواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .

زمستان است...

شاهزاده قصه‌هاي كودكي‌ام

ياد

خشم فروخورده من

من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟

بنويسم يا ننويسم؟

من هنوز دوستشان دارم

شبی از همین شبهای من

زرورق را دور می اندازم.

خط های تو مرا خسته کرد

مرا ببر به دیار فراموشی

نظرها

اگه دقت كني دونه ها رو هم ميبيني !

فروغ جون،
مواظب باش آب انار توی چشمت نپره.
؛)

اونوقت خدا بيكار مي شد !!
و بعدش ميدوني نرخ بيكاري چند رقمي ميشد !!!!
:)

آن وقت دیگر نه چیزی برای نوشتن داشتیم و نه ... .

اگر معلوم بود شاید دیگر دوستشان نداشتید

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها