« .. | صفحه‌ی اصلی | اين ايام كه چون مي‌گذرد.. »

شنبه ابری

به‌نظرم امروز یک روز شنبه سخت باشد. دیروزش که خوب نبود. همسایه آن‌قدر عربده کشید که تصمیم قاطع گرفتم با اولین عربده‌کشی آینده به ۱۱۰ تلفن کنم..برای همین استراحت درستی نداشتم..
روز پنجشنبه مدیر تولید را یک دعوای اساسی سخت کرده‌ام و اصلن حوصله‌اش را ندارم.. فردا هم باید بروم کارخانه و دیدنش طبعن کار جالبی نخواهد‌بود..
امروز حقوق یکی را باید اضافه‌کنم.. او دلش سیصد‌هزار تومان اضافه حقوق می‌خواهد و من صد و پنجاه‌هزار تومان برایش درنظر دارم. مواجه شدن با اعتماد‌به‌نفس او هم برایم سخت است. یعنی حس خوبی بهم نمی‌دهد وگرنه که حرف آخر را خودم خواهم‌زد.
به‌یکی هم باید بگویم که قراردادش را دیگر تمدید نخواهم‌کرد. تصمیمی‌ست که از یک‌سال قبل بهش رسیده بودم.. اما دیر کردم. در بهترین حالت باید گفت که روزی‌اش پیش ما مقدر بود..
امروز دوتا چک بزرگ هم داریم که مربوط به قلعه حیوانات است. بیش از یک‌ماه است که امروز و فردا کرده‌اند .. دست‌آخر قول سی‌ام برج را دادند. در عوض این یک ماه بماند که چقدر پول توجیبی با خجالت از مدیر‌عامل مهربان قرض کردم و چقدر جواب طلبکاران را ندادم..ولی واقعن اگر امروز پولمان نقد نشود، اوضاعمان حسابی بهم خواهد‌ریخت.
همه اینها بهانه خوبی‌ست که به مسائل مهم‌تر زندگی دیرتر فکر کنم..و این حماقتی‌ست که همیشه مرتکب می‌شوم.

مطالب مرتبط



legend of the fall

به‌قول آیدا و برعکس‌آقا !! و برعکس :)

شب

...

فقط من مانده‌ام . و بس.

براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بي‌پايان

من هيچ .. من نگاه

مي‌خواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .

زمستان است...

شاهزاده قصه‌هاي كودكي‌ام

ياد

خشم فروخورده من

من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟

بنويسم يا ننويسم؟

من هنوز دوستشان دارم

شبی از همین شبهای من

زرورق را دور می اندازم.

خط های تو مرا خسته کرد

مرا ببر به دیار فراموشی

نظرها

اگر با تبادل لینک موافقید لطفا بمن اطلاع دهید

چك بزرگ ما كه پاس نشد و به همون مشكلات عديده رسيديم
خداكنه چك شما پاس شه..

مسائل مهم زندگی که نمومی نداره.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها