« شنبه ابری | صفحه‌ی اصلی | :-| »

اين ايام كه چون مي‌گذرد..

خوب ... زیاد هم روز بدی نبود.. چک مان را ندادند.. طبق معمول یک روز قیف نبود و یک روز قیر.. اول صبح نماینده‌ای که فرستاده‌بودم قلعه، زنگ زد که مدیرمالی رفته ماموریت.. گفتم لطفا رختخوابت رو پهن کن و دراز بکش تا برگردد.. ساعت دو زنگ زد که آقای مدیر آمده ولی تا دوشنبه موجودی ندارند..

حقوق آن خانم را زیاد کردم. واکنشش کاملن متفاوت با انتظارم بود.
کلی ازش تشکر کردم برای مدتی‌ که در غیاب مدیرمالی‌مان، رتق و فتق همه‌چیز را به‌عهده گرفته. و گفتم که هیچ مبلغی جبران زحماتش نیست و این را از ته دل باور دارم( واقعا باور دارم) و می‌خواهم قبل از استقرار مدیر‌مالی جدید، تا هنوز با هم مستقیم کار می‌کنیم، حقوقش را درست کنم. نظرش را پرسیدم. گفت: هرقدر خودتان فکر کنید. گفتم می‌خواهم خوشحال باشي. گفت: همین‌که می‌دانم در این مدت که سعی زیادی کرده‌ام، شما می‌فهمید، راضی‌ام.. خلاصه از من اصرار و از او انکار. به همان‌که گفتم راضی‌شد.

به‌آن یکی هم که باید حکم عدم تمدید قرارداد را اعلام می‌کردم، کردم. از مدت قراردادش یک‌ماه دیگر مانده. اما به همه گفته‌ام انتظار دارم اگر می‌خواهند بروند، راست و صادقانه از یک ماه قبل خبر بدهند و خودم هم متقابلا همین کار را خواهم‌کرد. قبلن پدر ژپتو که جای من بود، عقیده‌داشت حکم عدم تمدید را باید در آخرین لحظه قرارداد به کارمند اعلام کرد تا مبادا فرصت خلافی داشته باشد. خوب .. من این عقیده را ندارم. حالا به‌هر دلیل..

مدیر فروش جدید می‌گوید: خانم‌جان شما زیاده از حد در دسترسی! چرا توی سالن بین بچه‌ها می‌گردی و هرکس هر وقتی بخواهد می‌تواند با شما حرف بزند و بیاید توی اتاق؟
مدیرعامل مهربان هم با او موافق است. به‌نظر خودم کار درستی می‌کنم که با همه رفیقم و سربه‌سر می‌گذارم و می‌خندم. کار ما کار خشنی‌ست..و من فکر می‌کنم اگر می‌توانم از بار سختی آن کم کنم، باید بکنم..از طرفی طبیعت من هم طبیعت قیافه‌گرفتن نیست. (برعکس ظاهرم البته!) به راحتی برای اشتباهم عذرخواهی می‌کنم و به‌راحتی وقتی کسی دلخور باشد صدایش می‌زنم و باهش حرف می‌زنم تا بفهمم ریشه دلخوری کجاست. خیلی وقتها اتفاقن مشکلات بچه ها خانوادگی و شخصی‌ست.. با آنها همراهی می‌کنم و هنگام کار ملاحضه شرایطشان را دارم. البته اين را به‌مرور متوجه‌شدم كه باید در مسیر طبيعت و فطرتم قدم بردارم تا روحم آرام باشد و این آرامش به محیط کار سرايت كند.
دلم مي‌خواهد ميان جمع‌، وجود داشته باشم تا بود و نبودم متفاوت باشد.. آدمي كه توي اتاق و پشت ميز مديريت كند، لزوما مي‌تواند فروغ نباشد.. اما الزاما فروغ مدير بايد آدم باشد.

مطالب مرتبط

پوزش‌نامه

جوك‌هاي زندگي مجردي

از ماست که برماست

گيتار چيني

سوال

با تشكر از خانواده اداره برق

كسي كه براي زندگي فكر مي‌كند و راه فكر كردن را بلد است.

دار الشفا

وه ...

در جا ماندن بي‌وقفه

با بي‌ برقي‌هاي سه‌نوبته در تهران چهل درجه كيف مي‌كنيد؟؟

کسی برای امام رضا پیغامی ندارد؟؟

هايپ

لطفا تمركز كنيد‌!

سم زدايي

نظرسنجی

عيدتان مبارك

تعطيلي دو روز در هفته

سوال

روزی سخت

نظرها

من هم خوشحالم که چنین مدیری در این جامعه‌ی رو به زوال پیدا می‌شه که «ملاحظه»ی کارمندانش رو بکنه.

مگه از شان و منزلت یا دارایی‌های مالی آدم کم میشه که با سایر کارکنان زیر دستش صمیمی و انسانی‌تر رفتار کنه. من هم همین روش رو پیش گرفتم و موفق هم بودم. البته بودند کسانی که خواستن سوء استفاده کنن اما اگه کمی هوشیار باشی مشکلی پیش نمی‌آید.

اما اون خانم که حقوقش رو افزایش دادین هنوز مثل شما اروپایی (بخوانید انسانی) فکر می‌کنه. ایکاش فقط در مورد افزایش حقوق و حفظ حقوق نه فقط مالی، بلکه انسانی خودش بیشتر از خودش انرژی بذاره.

سلام فروغ جون،
خسته نباشی!
با نظرت درباره قرارداد موافقم. به نظرم مهمترین عاملی که باعث می شه یه سازمان یا یه مدیر موفق باشند "شفافیت" است.
در ضمن به نظرم هم کار شما درباره اون خانوم و هم نظر اون کاملا درست بوده. من هم مثل اون خانوم اعتقاد دارم توی این دوره زمونه اینکه آدم مدیر فهمیده ای داشته باشه که ارزش زحمت آدم رو درک کنه، خیلی ارزش داره و به نظرم اگه به جای 150 تومن (؟)، 300 تومن هم بهش اضافه می کردی ولی رفتارت باهاش انسانی نبود، به اندازه ی یک تشکر زبانی صمیمانه روی انگیزه اش تاثیر نمی گذاشت.
خوبه که "ملاحظه" شون رو داری

khoshbakht kesani ke har rooz shoma ro mibinand va ba shoma ham sohbat mishan ,

پدر ! شما ديگر چه كسي هستيد ؟!
( يا همون ، بابا تو ديگه كي هستي !!:))

چقدر مشكلات و مسائل روزمره مديران مي‌تواند شبيه هم باشد مخصوصا مديران زن!!فكر مي‌كردم فقط خودم هستم كه كار را در اولويت قرار مي‌دهم و بقيه مسائل زندگي را جدي نمي‌گيرم..

سلام
البته که کار درستی می کنید.

شما شبیه شخصیت میراندا در سکس و سیتی هستین. دیدید این سریال رو؟
فروغ:
نه !

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها