يادم بماند
قضاوت نكنم.
تز ندهم.
لااقل زود قضاوت نكنم.
ولي هيچوقت تز ندهم.
« كدام راه؟ | صفحهی اصلی | چه فرقی دارد؟ »
قضاوت نكنم.
تز ندهم.
لااقل زود قضاوت نكنم.
ولي هيچوقت تز ندهم.
* :|
* براي مردي كه انسانيت را محترم شمرد.
* خود زندگی
* آهو مي شوي با همين جست و خيز گوسپند
* دستت را به من بده..
* بی حس
* ديگر-شاد-سازي
* خود-شاد-سازی
* ...
* نوروز مبارك باشد.
* سربالايي
* افسانه آه من
* آسان میتوان دلسرد شد
* در میان رفقا
* من هستم. خاطرات خوب گذشته هست. و آينده. كه شايد با يك وقفه، اما بهتر از گذشته ميسازمش.
* والد قوي درون
* قدمگاه
* عطر چای سبز
* حالا پز می دهم !
* حواسم به مقصد باشد.
نظرها
کاش میشد به این درک رسید که قضاوت نکنیم که قاضی اصلی کسه دیگه ای هست و ...
راستی فروغ از گیتارت چه خبر؟ چیزی از ساز زدن نمی نویسی.
Posted by: ماه مون | December 14, 2009 12:33 PM
فروغ عزیز
اینکه شما(همه)در جایگاهی نیستید که بتوانید کسی راقضاوت کنید کاملا درست است اما در مورد خودتان خطاست.بهترین ودقیق ترین ارزیابی را خودتان از خویشتن دارید(نه دیگران).این حوزه زیاد با شعور و دانش ارتباط ندارد.این جنس آگاهی بیشتر حضوری و شهودی است.اصلا گرفتاری ما از وقتی آغاز میشود که خود را با معیار ذهن زیاد ازحد ارزیابی میکنیم.
به هر حال از روی نوشته هایتان درک میکنم(نمی سنجم):معقولید,متعارفید,حسی قوی دارید ومثل اکثر تحصیل کرده ها زیاد از ذهن تان کار میکشید.
Posted by: بی صدا | December 14, 2009 11:42 AM
فروغ عزیز
نوشته قبلی(حذف شده)و حاضر,نشان میدهدکه خود را به قضاوت نشسته ای.این لحظه ها ناب و خالصند به شرطی که عاری از سرزنش و عتاب باشند.ماآدمها به این فضا بسیار نیازمندیم.
فروغ:
دوست من .. با عرض معذرت با این که کامنت شما بود نوشته را برداشتم.. چون فکر کردم که در جایگاهی نیستم که بتوانم کسی را قضاوت کنم.. حتی خودم را ..و آن قدر شعور و دانش ندارم که تز ثابتی برای معدلات دنیا بدهم.. از آن جا که حتی برای خودم تزی که می دهم، گاه عمرش فقط یک شب است.
Posted by: بی صدا | December 14, 2009 12:22 AM