دغدغهاي كه دق ميدهد.
دوباره کلاس موسیقی شده وبال گردنم. این وبال گردن بهجاترین کلمهایست که میشود برایش بهکار گرفت.
اینکه من چرا خودآزاری میکنم و هی با وجود وقت کم می روم دنبال دانشآموزی(!)، بهنظرم یکجور مبارزه درونی ناخودآگاه با پیری باشد. از این بابت مطمئن نیستم. اما یک مرضي - چیزی توی من هست که فقط توان کلاس نرفتن را برای دو-سهماه دارم. اصولن تصور اینکه یکشب سر راحت بگذارم زمین و وبالگردن فکرآزاری برای یادگرفتن در زندگیام نباشد، از محالات است!

نظرها
بتهوون میگوید .
آنجا که قلم از نوشتن باز می ایستد موسیقی آغاز می شود.
من خودم در لحظه های غمگین بودن و دیپرس شدن و... به موسیقی پناه میبرم . یا سه تار میزنم یا موسیقی گوش میکنم . به عبارتی مدیتیشن میکنم . باور کن از هر آرامش بخشی بیتر احساس آرامش میکنم و به طبیعت پناه می برم
Posted by: مسعود | January 22, 2010 6:16 PM
با معلمت صحبت کن.شاید ریتمش را آهسته تر کرد.
Posted by: مهسا | January 19, 2010 6:27 AM
نواختن موسيقي لذتي دارد. بسيار زياد. ولي مي شود لذت جدي شنيدن موسيقي را هم تجربه كرد. لذت گوش كردن و شنيدن و درك كردن . لذت يافتن دست خط سراينده را. لذت بلعيدن نت هايش را. باور كن اگر شنيدن موسيقي را جدي پي بگيري ، از لذت نواختن چيزي كم ندارد. مرارت هم ندارد. شخص دوم هم ندارد. تكليف هم ندارد. دنياي شخصي خودت است و بس.
شاد زي
Posted by: melikbaba | January 16, 2010 3:39 PM
فقط مسري نباشه !!
ما ميايم اينجا مبتلا شيم !!:)
فروغ:
واگیرداره!
Posted by: شوكين | January 16, 2010 12:02 PM
برای تفریح بزن...خودت را اذیت نکن و با خونسردی سعی کن ازش لذت ببری...اگه بکنیش اجبار به گندش می کشونی...سعی کن یادت بمونه که می ری کلاس که ازش لذت ببری و احساس رضایت کنی و این چیزیه که خودت انتخاب کردی...این طوری خودت هم باورت نمیشه که چه راندمانت میره بالا...
البته اینا رو از رو تجربه شخصی خودم می گم.
فروغ:
خودم دوست دارم برای تفریح بزنم ولی معلمه رو چه کنم؟ همچین بهم کار داده انگار فقط موسیقی کارمه.
Posted by: مهسا | January 16, 2010 10:23 AM
چه وبال گردني!!!اون هم چيز وقت گيري مثل موسيقي كه مثل چاه ويل ته نداره.يه زماني به سرم زده بود گيتار ياد بگيرم يه مطالعه سطحي در مورد نتها كه كردم ديدم كار من نيست فكر ميكردم با دو ماه كار ميتونم استعدادم رو در موسيقي توي سر اطرافيان بكوبم اما شكر خدا عقل غلبه كرد توي رشته تحصيليم انقدر چيزاي ياد نگرفته هست كه وقتي برا اين ولخرجي هاي زماني نيست اما هنوزم از توانايي هاي كساني كه سازي رو ميزنن و همزمان ميخونن در عجبم .مگه ميشه؟دو تا كار غير مرتبط هستند.
فروغ:
این دو کار غیر ممکن رو من انجام می دم ولی جونم در می یاد تا یه چیزی رو کامل یاد بگیرم.
Posted by: monparnass | January 16, 2010 8:52 AM