؟
بهنظر شما نوشتههاي من زنجموره است؟
اگر جوابتان مثبت است، بگوييد فكر ميكنيد چند درصد ناله ميكنم و چند درصد نه؟
منظور از نه، هركار ديگري جز ناله است.
« :| | صفحهی اصلی | يك زندگي آماتور »
بهنظر شما نوشتههاي من زنجموره است؟
اگر جوابتان مثبت است، بگوييد فكر ميكنيد چند درصد ناله ميكنم و چند درصد نه؟
منظور از نه، هركار ديگري جز ناله است.
* پوزشنامه
* جوكهاي زندگي مجردي
* از ماست که برماست
* گيتار چيني
* سوال
* با تشكر از خانواده اداره برق
* كسي كه براي زندگي فكر ميكند و راه فكر كردن را بلد است.
* دار الشفا
* وه ...
* در جا ماندن بيوقفه
* با بي برقيهاي سهنوبته در تهران چهل درجه كيف ميكنيد؟؟
* کسی برای امام رضا پیغامی ندارد؟؟
* هايپ
* لطفا تمركز كنيد!
* سم زدايي
* نظرسنجی
* عيدتان مبارك
* تعطيلي دو روز در هفته
* سوال
* روزی سخت
نظرها
راستش من از آن بالا خوانده ام و رسیده ام به اینجا ، در حد کسی که ده ، پانزده پست از تو را خوانده عرض کنم که بله ، بیشتراش ، بن مایه ی "ناله" دارد ...
ولی خب ...
هرچه باشد ، آدم را ده پانزده پست با خود می کشاند
Posted by: لبهایت به انضمام ماتیک | February 19, 2010 1:09 AM
خب از درد و ناراحتي و مشكلات گفتن كه بد نيست چون به هر حال اينها واقعيات زندگي اند و بايد درباره شان حرف زد. به نظرم زنجموره وقتي است كه پشت درددل يا دردنوشته يا غم نوشته ، يك ادم ناتوان و ضعيف تصوير شده باشد كه اين را از سر عجز انجام ميدهد و هدفش تنها همان ناله و زاري است نه طرح مساله.با اين احتساب درصد زنجموره كم است . نگران نباشيد.
Posted by: شوكين | January 19, 2010 5:44 PM
سلام
فكر مي كنم خيلي به خودت سخت مي گيري . زندگي رو خيلي مي پيچوني. البته به ما اينجوري ياد دادن. ولي بايد سعي كنيم زندگي رو راحتتر ببينيم.
در پناه حق
Posted by: علي | January 19, 2010 3:47 PM
خدا من رو بکشه همین الان با خودم گفتم برم وبلاگ این دپرس خانم رو بخونم و بعد پستت رو که دیدم چارشاخ بریدم و باید می نوشتم اینرو ..کلهم وبلاگ ها شده چس ناله که با اوضاع جامعه و زندگی هم جز این باشه عجیبه
Posted by: rouzbeh | January 19, 2010 3:00 PM
سلام...نوشته هات از دل بر ميان لاجرم بر دل هم ميشينن...كلي واقعي و ناازن..به نظرم زنجموره هم نيست...فقط گاهي گله است!گاهي دلتنگي!گاهي هم سرخوشي!
Posted by: zohreh | January 19, 2010 2:52 PM
اینکه تو زندگی و روز هایت رو بطور کل سیاه یا سفید نمی بینی و نوشته هایت حس و حال همان لحظه ات بعلاوه جمع با گذشته و آینده ات است ، نمی دانم اسمش چیست.
راستش همه آدم هایی که با زاویه ی واید به دنیا نگاه می کنند وقتی حرف می زنند در کلمه ها و لحن و حس شون یکجور دلتنگی و احساس خصران هست. حالا اسم این می شه وصف تنهایی یا رنجموزه یا..
من می گم معنی اش اینه که آدمی به حالی رسیده که لذتی تازه و ماندگار تر و عمیق تر می خواد که ما به ازاش کمی دور از دسترسه. برای همین همیشه دلتنگه.آدمی که دائم داره خودش را نگاه می کنه و از خودش امتحان می گیره تا در صورت قبولی بره یک پله بالاتر.
Posted by: خانم ثابتی | January 19, 2010 11:33 AM
خانم فروغ، چند سالي است كه در اينجا شما را خوانده ام. غر هاي شما را خوانده ام .مكاشفه هايتان را هم. راه كارهايتان را نيز. آنچه كه بوديد و آن چه مي خواهيد بعد از اين باشيد. گاه گداري كامنت هايي هم گذاشته ام كه خيلي چشمگير نبوده . مي دانم كه بعد از اين هم به اينجا سر خواهم كشيد و باز هم شما را خواهم خواند. خواه زنجموره باشد خواه چيزي ديگر. فقط يك چيز را در مورد شما حدس زده ام. مي خواهيد همه چيز را آگاهانه و با شناخت و درك قبلي انجام دهيد. يك روزي هر چه برنامه نوشته ايد و برنامه ريزي كرده ايد را پاره كنيد و دور بياندازيد . بگذاريد احساستان هم براي شما بتواند تصميم بگيرد. عقل هميشه هم درست ترين تصميم را برايتان به ارمغان نخواهد آورد. ببخش ، مي دانم كه قاضي نيستم و حق قضاوت كردن در مورد ديگران را هم ندارم
شاد زي
Posted by: melikbaba | January 19, 2010 11:07 AM
دوست من مرا خواهی بخشید از اینکه رک می خواهم نظرم بدهم
در پشت نوشته هایت , حتی وقتی کاملن مثبت نوشته شده رد پای یک ادم ناراحت را می بینم که در پی انتقام است و همین باعث شده با وجودی که نوشته های هر پست شایسته ی کامنت های فوق العاده ای است و یا لااقل برای افرادی شبیه من بسیار جالب و خواندی ولی خاموش می خوانم , بی سر وصدا تحسینت می کنم, به دوستان دیگرم معرفی ات می کنم , ولی به همه توصیه می کنم بر حذر باشید از ناله هایش
دوست عزیز می دانم بیشتر شبیه بیانیه بود تا کامنت ولی مدعی العموم بودن محبو بیت را از بین می برد
قول می دهم باز هم خاموش بخوانم آنچه می نویسی
Posted by: مدعی العموم | January 19, 2010 8:48 AM
زنجموره یعنی همون غر غر؟ اگه آره 90% باقی ش هم گیر دادن به خودت و نقد زندگیت
Posted by: تینا | January 19, 2010 3:46 AM
خیلی ش ناله است. مثلن همون هشتاد درصد :) اما خب من فکر کردم بلاگ برای شما همینه که این حسها رو به جای دنیای واقعی بیارید توی دنیای مجازی. یعنی به نظرم غیر طبیعی هم نبود.
Posted by: سارا ن | January 19, 2010 2:44 AM
76%
Posted by: maryam | January 19, 2010 1:16 AM
سلام!
خوب شد خودتان فروغ عزیز اعتراف کردید که زیادی زنجموره شده اینجا! راستاش هر وقت میبینم اینجا آپ شده در دلام میگویم باز فروغ میخواهد ناله کند. از یکسال پیش اگر اینجا را (فیدش) را مشترک شدم بیشتر دوست داشتم نگاهتان را به اطراف و کتابها بخوانم تا خودتان! اما بیرودروایستی شده اتاق شخصیتان! مثل این بلاگهای دخترهای نوجوانی که تازه بالغ شدهاند و دچار گرفتاری عشقی و... خلاصه ببخشید این حرف دلم در این چند ماه بود که زدم.
شاد زی
Posted by: محمود | January 18, 2010 11:20 PM
زنجموره باشه یا نباشه..مهمه براتون که از ما می پرسید؟دوست دارید ما قضاوتتون کنیم؟میخوایید خودتون و از دریچه ی چشم ما بینید؟خوبید یا بدید؟اینو بگیم؟من اینجا سر میزنم که فروغ بخونم..هرچی بود..هرچی نوشت ..فروغه..میشه ما دیگه اینجا اون والد گندهه ی درونمونو که الحمدلله هممون هم گنده گندهه اشوهم داریم ..رو نکنیم..چی میشه ته دلم خوش باشم که ببین آدما چه شبیه ان..فروغ هم مثه منه فراز و نشیبای روحش..یاچه با حال که من تو دنیای دیوانه ی خودم شبیه دارم یا ندارم..
القصه ما رو بیخیال شین فروغ خانم..مهم اینه گه شما مینویسین و با ما جرات تقسیمشو دارین..من با این بخشندگی به قول اساتید مشاوره:اوکیم :)
Posted by: goli | January 18, 2010 10:47 PM
فک کنم ۸۰ درصد زنجموره است ۵۵ هم نیست ! دو نقطه پی . حالا چرا ایمیل جواب نمیدی ؟؟
فروغ:
ايميل؟
واقعن 80 درصد؟
Posted by: pedram | January 18, 2010 10:28 PM
اون قبلی من بودم. این چرا آدرس آدمو نگه نمی داره تو خاطرش؟
:D
فروغ:
داشتم توي دلم غيبتت رو مي كردم :D
البته غيبت اوني كه كامنت بي نام گذاشته بود.
Posted by: کتایون | January 18, 2010 9:44 PM
نه عزیزم کجاش زنجموره ست؟!
تفکرات ِ یک خانمِ محکم و با اراده ست.
Posted by: Anonymous | January 18, 2010 9:43 PM
زنجموره خیلی هم غیر طبیعی نیست.اما فکر کنم شما 50 50 است نوشته هاتون.
"یادم باشد روی چیزهایی که خیلی فکر کرده ام تا به نتیجه رسیده ام، عقلم را دست کسی ندهم."
اینو خیلی دوست داشتم.به این که نمی گی زنجموره؟
فروغ: نه :)
Posted by: امیر | January 18, 2010 9:06 PM
:D:*
Posted by: Rm!ta | January 18, 2010 8:27 PM